![]() |
![]() |
|
| گزیده ی اشعار مسعودگلشن و دیگرشعرای فارسی |
|
ای سنگ دگرنعره نزن کرشده گوشم ای دانه نگوپندکه من مرغ چموشم درسی که کواکب همه ازماه گرفتند من کم زستاره که کم ازتاروخموشم دریابه متانت بکندمدح خدارا باننگ وحقارت همه دردادوخروشم درزی ازل جامه به هرخلق کشیده من جامه درآورده ودرعیشم ونوشم بابارگرانی که به کولم شده همراه عقباوجهان راهمه باهم بفروشم یاران همه رفتندونرفتندزجانها رفتندچراپس من دیوانه بکوشم هوش ازسرمن رفت ومراغرق جنون کرد انگارندانم که کدام لحظه به هوشم هردست که گوری بکندخودبکندجای مردندوبمیرم که کفن زودبپوشم گلشن |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 4:54 بعد از ظهر توسط مسعود |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ویلاگ ماادبی و شاعرانه است دوستداران شعر سری هم به ما بزنید
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1387 اسفند 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
اشعار گلشن اشعار دیگر شاعران |
| پیوندها |
|
جوک وsms نخل تشنه شعرایرانی روح تشنه |
|
RSS
|